ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

550

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

657 از دمشق بيرون آمد . صاحب حماة الملك المنصور بن الملك المظفر محمود نيز همراه او بود . اينان در حوالى كرك فرود آمدند و شهر را محاصره كردند . الملك المغيث نزد الملك الناصر پيام فرستاد و خواستار صلح شد و از شروط صلح يكى دربند كشيدن مماليك بحرى بود . بيبرس بند قدارى از اين خبر آگاه شد و با جماعتى از يارانش بگريخت و به الملك الناصر يوسف پيوست . الملك المغيث باقى را دستگير كرد و بند برنهاد و نزد الملك الناصر يوسف فرستاد . از آن جمله بود ، سنقر الاشقر . الملك الناصر نيز آنان را به حلب فرستاد و در آنجا بند برنهاد و پس از دو ماه به دمشق بازگرديد . در اواخر سال 657 سيف الدين قطز الملك المنصور نور الدين على بن المعز آيبك را از سلطنت خلع كرد . همچنين علم الدين الغتمى و سيف الدين بهادر از كبار ياران او را نيز بگرفت و خود بر تخت سلطنت جاى كرد و المظفر لقب يافت . در ايام الملك المنصور نور الدين على بن المعز ، رسول الملك الناصر يوسف ، يعنى كمال الدين بن العديم به مصر آمد تا با او به دفع مغولان پيمان بندد و اين حوادث در زمان حضور او در مصر اتفاق افتاد . سيف الدين قطز چون به حكومت رسيد ابن العديم را با پاسخ قبول خود بازگردانيد و وعده داد كه در اين راه از يارى او باز نايستد . و اللّه تعالى ينصر من يشاء من عباده . استيلاى مغولان بر شام و انقراض دولت بنى ايوب و هلاكت بسيارى از ايشان مغولان به بغداد حمله آوردند . سلطانشان هلاكو بود . او بر تخت خلافت مستولى شد . مغولان ، خليفه المستعصم را كشتند و اعلام دين را زير پى سپردند . چنان شد كه گويى روز رستاخيز آمده است . ما اين حادثه را در ضمن اخبار خلفا آورديم و در اخبار تتر باز هم به آن خواهيم پرداخت . الملك الناصر يوسف صاحب دمشق به چاره‌جويى پرداخت و پسر خود الملك العزيز محمد را نزد سلطان هلاكو فرستاد و هداياى گران تقديم نمود . اگر چه سودى چندان نبخشيد ولى هلاكو او را با وعدهء مساعدت بازگردانيد . هلاكو سپاه خود را به ميافارقين فرستاد . الملك العادل محمد بن الملك المظفر شهاب الدين غازى بن الملك العادل بزرگ در آنجا بود . مغولان شهر را محاصره كردند و اين محاصره دو سال مدت گرفت . سپس در سال 658 به جنگ آن را گرفتند و الملك الكامل را نيز كشتند . هلاكو لشكر به اربل فرستاد . شش ماه شهر را محاصره نمود و فتح كرد . ملوك بلاد روم عز الدين كيكاوس و ركن الدين قلج ارسلان پسران كيخسرو بن كيقباد پس از فتح بغداد نزد هلاكو رفتند و به اطاعت او درآمدند و به بلاد خويش بازگشتند .